زنان در استحكام بنیان خانواده
تحلیل نقش زن در نظام خانواده از باستان تا مدرنیته

 

دوركیم با دیدی جامعه شناسنامه با مقایسه میان زن و مرد می گوید :"مرد تقریبا" بطور كامل محصول جامعه است، حال آن كه زن به میزانی بیشتر، محصول طبیعت است". بنابراین نیازهای مرد كاملا متفاوت با نیازهای زن است. همچنین ویل دورانت می گوید: در اجتماعات ابتدایی، قسمت اعظم ترقیات اقتصادی، به دست زنان اتفاق افتاده است نه به دست مردان كانوان خانوادگی نیز از زن به وجود آمده و به تدریج نام مرد را هم در فهرست حیوانات اهلی وارد كرد و به او ادب آموخت و به او معاشرت و آداب اجتماعی را كه بنیان روانشناسی و مدیریت است تعلیم كرد.

خانواده به عنوان یك نهاد فراگیر اجتماعی، هسته اولیه جامعه را سامان می دهد و از اركان مهم جوامع بشری كانون خانواده است كه هسته مركزی و شیرازه آن جامعه محسوب می گردد. خانواده، این نهاد مقدس و جاودانه در پیشرفت و توسعه مادی و معنوی جوامع بشری سرنوشت ساز است.

خانواده یك واحد اجتماعی است كه نشانه های آن اقامت مشترك در یك مكان، همكاری اقتصادی و پذیریش مسئولیت در پیدایش و تربیت فرزندان می باشد.
خانواده در مفهوم كلی خود پدیده ای جهانی است. حتی هنگامی كه خانواده از دو نفر یعنی مادر و فرزند تشكیل شده باشد؛ شبكه ای از روابط برقرار است.

زنان در راستای خانواده محور و مدار سامان بخشی به امور خانواده و آرمان های اصیل آن است. زنان مایه سكون، سلامتی، تعادل، تحكیم، آرامش و انس نظام خانواده هستند.
از آنجا که زن موجودی لاینفك از خلقت، خانواده و جامعه هست، می توان بر این باور بود زنان در نقشهای فوق به حد كمال روحی و معنوی رسیده باشند و از آنجا كه اسلام پایه اجتماع بشری را جامعه خانوادگی می داند و نطفه ی اصلی جامعه را ازدواج تشكیل می دهد از این رو این زن اساس این اجتماع كوچك محسوب می شود و زنان در این راه وظیفه بسیار مهم و خطیری پیش رو دارد.
ولی متاسفانه دیدگاه های مخرب در مورد این عنصر محوری؛ یعنی زن باعث شده است كه زن در طول تاریخ از یك نوع مظلومیت توام با محرومیت رنج ببرد كه نتیجه آن تاثیر بركاركردهای فطری او شده است. در جاهلیت سنتی و صنعتی نیز با احساسات و عواطف او برخوردهای جاهلانه و مغرضانه شده است به طوری كه بر وقار و شان او اثر گذاشته و از حیثیت و حریم او سوء استفاده گردیده است كه عمده ترین نتایج آن متزلزل شدن كانون گرم خانواده بوده است.

قابل ذكر است كه بعد از انقلاب صنعتی در جهان و رشد و پیشرفتهای فوق العاده بشر در زمینه های علم و تكنولوژی و بهره برداری بیشتر از طبیعت زنان آسیب جدی دیدند و این آسیبها ناشی از تفكر مادی گرایانه سرمایه داران بود كه رفته رفته آسیب آن به زندگی زن و شوهری رسید.
ویل دورانت در كتاب لذات فلسفه می گوید : "انقلاب صنعتی در درجه اول موجب شد كه زن نیز صنعتی شود، آنهم تا بدان پایه كه بر همه نامعلوم بود و هیج كس خواب آن هم ندیده بود. زنان كارگران ارزانتری بودند و كارفرمایان آنان را بر مردان سركش سنگین قیمت ترجیح می دادند و.."
در حقیقت ماهیت زن برای سودآوری اقتصادی ومنفعت طلبی سرمایه داران یكسویه نگر نیست، بلكه از او برای مونس پروری، انس گیری، آرامش جویی، مودت و محبت طلبی در عرصه خانه و كاشانه است در حالی كه انجام كارها و اموراتی كه متناسب با شان و منزلت او است و سودآوری هم دارد مانعی در سر راه او نیست.

زن كانون خانوادگی را به وجود می آورد و انتقال دهندگان اصلی فرهنگها در طی قرون و اعصار زنان خانواده بودند. این زنان هستند كه با انتقال فرهنگ و سنن اجتماعی باعث اعتلای دین و فرهنگ و هنر در جامعه شده اند. در بعضی از دیدگاه ها زن را به عنوان انسانی با خصایص كاهش، بلكه به عنوان زن و به عنوان موجودی با كاركردهای خاص این چنینی می نگرد و طبعا در این دیدگاه زن به لحاظ محدودیت های فیزیولوژیكی كه دارد به عنوان جنس دوم تلقی می گردد. دوركیم با دیدی جامعه شناسنامه با مقایسه میان زن و مرد می گوید :"مرد تقریبا" بطور كامل محصول جامعه است، حال آن كه زن به میزانی بیشتر، محصول طبیعت است". بنابراین نیازهای مرد كاملا متفاوت با نیازهای زن است. همچنین ویل دورانت می گوید: در اجتماعات ابتدایی، قسمت اعظم ترقیات اقتصادی، به دست زنان اتفاق افتاده است نه به دست مردان كانوان خانوادگی نیز از زن به وجود آمده و به تدریج نام مرد را هم در فهرست حیوانات اهلی وارد كرد و به او ادب آموخت و به او معاشرت و آداب اجتماعی را كه بنیان روانشناسی و مدیریت است تعلیم كرد.

در نتیجه زنان در سالهای اخیر درباره جایگاه زن در خانواده و جامعه بحث زیادی صورت گرفته است و همچنین برداشت های متفاوت و گاه متضاد هم ارائه شده ولی هدف این متن ضمن نشان دادن جایگاه والای زن نمایش او به عنوان عنصر اصلی جامعه و استحكام خانواده در جامعه گذشته و حاضر به طور مختصر بوده است.