سبب شناسی

«ژنتیك : شیوع بیماری اضطراب در بین بستگان بیماران حدود 15% بیشتر از كل جمعیت است . ممكن است حدود 3% به نحوه تربیت مربوط باشد تا ارث .

قراین محكم تری برای علت ژنتیك نوروز اضطراب به وسیله اسلتیژ و شیلدز در یك مطالعه مهم بر روی 17 زوج دوقلوی یك تخمكی و 28 دو قلوی دو تخمكی بدست آمده است كه علائم بروز در دوقلوهای یك تخمكی 41% و در دو قلوهای دو تخمكی فقط 4% بوده است .

شخصیت : در عین حال كه اختلال اضطراب غالباً در شخصیت های مستعد اضطراب دیده می شود در افراد دارای شخصیت نرمال و دارای سایر انواع اختلال شخصیت خصوصاً شخصیت های وسواسی و آستنیك ظاهر می شود .»

  نظریه های روان كاوی :

در فرهنگ روان شناسی اضطراب حالت عاطفی ناخوشایند و مبهمی است كه همراه با حالت بیمناكی ، ترس ، فشار روحی و ناراحتی است .

« كارن هورنای روانكاو مشهور امریكایی كه به تعبیری بنیانگذار تئوری اضطراب در تفسیر رشد شخصیت انسان شناخته می شود ، می نویسد كه عامل اضطراب اساسی یا ( Basic Anxiety) عبارت است از هر وضع اجتماعی كه فرد را دچار بیم و هراس نماید .»

فروید معتقد است كه اضطراب پایه و اساس كلیه اختلالهای عصبی می باشد  به نظر وی اضطراب نوعی احساس نگرانی است كه انسان را برای مقابله با یك حادثه یا خطر تجهیز می نماید . ایشان اضطراب را در سه نوع خلاصه می كند :

1 - اضطراب عینی

2 – اضطراب نوروتیك

3 – اضطراب اخلاقی

اضطراب عینی واكنشی است عاطفی كه فرد در برخورد با خطر وجود یك پدیده یا حادثه واقعی از خود نشان می دهد مانند مشاهده مار در اتاق منزل یا ترس از تاریكی . فروید این نوع ترس را عادی و تا حدودی آن را ضروری می داند .

اضطراب نوروتیك : نگرانی و ترس انسان از اینكه مبادا تمایلات یا كنشهای نهاد به ضمیر آگاه رسوخ كند .

اضطراب اخلاقی : اضطراب اخلاقی در واقع اضطراب اجتماعی می باشد و آن عبارت است از نگرانی نسبت به تنبیه خود به وسیله فرا خود . این حالت غالباً هنگامی اتفاق می افتد كه فرد به دلیل كار یا عمل اشتباه یا فكری باطل كه مورد قبول جامعه یا خانواده نبوده است ، خود را سرزنش نماید .»

در تحقیقاتی كه به عمل آمده معلوم شده كه شیوع اضطراب در جنس مونث بیشتر است . همچنین در بعضی از مشاغل و نیز در بین دانش آموزان و دانشجویان این ناراحتی بیشتر شیوع دارد .

«دكتر گنجی می نویسد كه اضطراب در اثر احساس یك خطر دائمی و نامشخصی به وجود می آید و فرد مضطرب طعمه اضطراب خود است و ذهن او صحنه هایی را تولید می كند كه عینیت ندارد ، او می گوید مثل اینكه چیزی در گلویم گیر كرده است و تمام روز اذیتم می كند ، من زندگی نمی كنم همیشه انتظار دارم كه اتفاقی برای مادرم پیش بیاید .»

دكتر منینجر در كتاب شناخت خود در مورد اضطراب می نویسد : كه نگرانی معمولی ترین بیماری یا اختلالات روانی است .

«در تحقیقات دیگری نشان داده شده كه اضطراب علاوه بر آثار سوئی كه بر رفتار فرد می گذارد بر روی عملكرد تحصیلی دانش آموزان نیز اثر منفیمی گذارد »

در تحقیقات مشخص شده كه دانش آموزان دارای اضطراب می خواهند تكلیفشان را زود تر انجام دهند و به همین دلیل در امتحان و انجام تكالیفشان دارای اشتباهاتی هستند . این افراد علی رغم میل باطنیشان كه انجام تكالیف بدون غلط است به اشتباهای بیشتری دچار می شوند .

به طور كلی اضطراب امتحان مشكلی است كه هر كس در طول زندگیش آن را تجربه كرده است . ما كمتر كسی را می توانیم پیدا كنیم كه به نوعی با این مسئله مواجه نشده باشد . اضطراب امتحان رابطه نزدیكی با اضطراب عمومی دارد ولی با این همه اضطراب امتحان دارای خصو صیاتی است كه آن را از اضطراب عمومی جدا می كند .

ساراسون  اضطراب امتحان را این طور تعریف می نماید :

« اضطراب امتحان یك نوع اشتغال ذهن است كه با خود آگاهی و خود شكاكی و خود كم بینی مشخص می شود . اینگونه فعالیتهای شناختی رفتارهای آشكار و واكنشهای روانی فرد را تحت تاثیر قرار می دهند . این رفتارها و واكنشهای روانی فرد را تحت تاثیر قرار می دهد . این رفتارها و واكنشهای روانی متاثر از تجارب گذشته فرد است .»

این تعریف هرچند نقش عوامل محیطی و اجتماعی را بی تاثیر نمی داند با این حال تاكید عمده اش روی فعالیتهای شناختی است و آن را عامل اصلی اضطراب می داند . اشتغال ذهن توجه فرد را به خود جلب می كند و مانع از این می شود كه فرد به تكالیف مربوطه یا كارهای در دست تهیه توجه كند . چنین فردی غرق در افكار خاص خودش است و تمام نیرو و انرژیش را صرف مشغله های ذهنی خود می كند . افكاری كه هیچ گونه ارتباطی با تكالیف مربوطه فرد ندارد . این مسئله از نظر فیزیولوژیكی نیز قابل توجیه است كه یك فرد در آن واحد نمی تواند به چند مسئله توجه نماید .

مشكل ترس از امتحان معمولاً با نزدیك شدن زمان امتحانات ظاهر شده و یا شدت می یابد به طوری كه حتی ممكن است آرامش جسمانی و روانی او را برای مدتی برهم زند .

بدیهی است ترس از امتحان اگر در حد منطقی باشد به تنهایی بد نیست بلكه باعث می شود كه فرد بیشتر تلاش كند و در نتیجه بهتر و بیشتر به موفقیت برسد.

زیانهای روانی – تحصیلی اضطراب

اضطراب اگر از حد متعارف تجاوز كند زیانهای روانی – تحصیلی زیادی را به دنبال دارد . زیانهای روانی كه اضطراب می تواند به دنبال داشته باشد امكان توجه و تمركز برای او نیست و روحش كسل ، درمانده و گذران زندگی برایش دشوار است . امنیت فرد در اثر آن به مخاطره افتاده و سبب احساس ناامنی خواهد شد . این امر در او زمینه ساز احساس حقارت و زبونی است به گونه ای كه از مواجهه با مشكل می هراسد و تداوم آن موجبات افسردگی را در این افراد فراهم می سازد و خود در اثر اضطراب اعتماد به نفس خود را از دست می دهد و قدرت تصمیم گیری را ندارد و احساس لیاقت در حل و رفع مشكل را از دست داده و گمان دارد نمی تواند در این زمینه ماهر باشد .

اضطراب زیر بنای بسیاری از رفتارها و واكنشهای عصبی است كه این واكنشهای عصبی نیز منشاء بسیاری از بیماریهای روانی است .

از نظر تحصیلی نیز در فرد مضطرب توان یادگیری از بین می رود و آن پیشرفتی كه لازم است داشته باشد ندارد چون توان گوش دادن به درس را ندارد .

همچنین اضطراب امتحان همه آموخته ها را به باد می دهد به گونه ای كه حتی نمی تواند نمره ای در سطح كلاس بیاورد و اگر امتحانات شفاهی باشد این عوارض برای فرد بیشتر است .

فرد مضطرب از معلم و درس وحشت دارد و توان پاسخ به محرك برایش از بین می رود و در نتیجه پیشرفتش در امر تحصیل راكد می شود و افراد مضطرب توانشان در یادگیری مسائل مشكل و پیچیده كم است و این اختلال حتی در تكلم و برخوردهای افراد موثر است .

 

   رابطه اضطراب و افسردگی

اضطراب یكی از دلایل و علل آشكار افسردگی است . بعضی از افسردگی ها به هنگام شب می آید و شروع آن معمولاً آهسته و مخفی است . اولین نشانه آن كم شدن نیرو است كه ممكن است تا حدی قابل توجه باشد . بیمار مدت كوتاهی به جر و بحث می پردازد ، خسته است و دلیل آن را انجام كارهای زیادی می داند كه در طول روز انجام داده است . لیكن پس از یك یا دو هفته این تعبیر او را راضی نگه نمی دارد و در اینجاست كه به یكی از دو موضوع فكر می كند كه آیا به بیماری عصبی یا به یكی از بیماریهای جسمانی دیگر دچار شده است .

به هر حال این تفكر او را مضطرب گردانیده و این اولین علامت افسردگی اوست و پس از آن كه مدتی مرحله اضطراب به طول انجامد آستانه افسردگی می رسد و بیمار غمگین و افسرده می گردد

حمله این بیماری ممكن است در یكی از مراحل تكامل به انتها برسد . حملات دوره ای اضطراب در بعضی مواقع امكان دارد یك رشته حملات افسردگی خفیف بوده باشد كه به آستانه افسردگی برسد . اگر اضطراب شدید است تقریباً به طور مشخص افسردگی می باشد و اگر منشاء اضطراب بیماری جسمانی و یا ترس و از اینگونه بیماری هاست فرد بیمار هر چه زودتر باید به پزشك مراجعه كند ، به هر حال بیماری افسردگی با اضطراب رابطه مستقیم دارد و افسردگی ناشی از اضطراب است .

اضطراب و مكانیسم دفاعی  

«اضطراب علامت خطری برای خود است ، بدین معنی كه انگیزه های غیر قابل قبول در طلب به دست آوردن خود آگاهی است ، زمانیكه این علامت به خود آگاهی می رسد خود برای مقابله با اضطراب دست به اقدام می زند . دو نمونه از این اقدامهای دفاعی سركوبی  و انكار است . تلاش هردو مكانزیم این است كه با فراموش كردن یا منكر شدن چیزی را نا خود آگاه كنند .»

به عبارتی دیگر وقتی اضطراب ظاهر می شود مفهوم آن این است كه در اندرون شخص چیزی تعادل روانی او را درهم می ریزد .

اضطراب هشداری است برای ایگو كه یك غریزه ناپذیرفتنی  می خواهد خود را به ناخود آگاه رسانده و ظاهر شود . این هشدارایگو را برمی انگیزد تا در مقابل فشار روانی مقاومت كند . اگر دفاع موفقیت آمیز باشد  اضطراب رفع و كنترل می شود اما بسته به نوع دفاع بكار بسته شده ، شخص ممكن است علائم نوروتیك مختلف نشان دهد . كمال مطلوب این است كه با بكار بستن مكانیسم واپس زدن (repression) تعادل روانی مجدداً برقرار شده و علامتی ظاهر نگردد ، چون این مكانیسم با انتقال غرایز و آثار و تصورات مربوط به آن به نا خود آگاه ، بطور كامل آنها را تحت كنترل در می آورد .

معهذا در خیلی از موارد مكانیسم واپس زدن موثر نیست و به مكانیسم های دفاعی فرعی نیز احتیاج پیدا می شود . این دفاعها عبارتند از : تبدیل (conversion) ) جابجایی (disp;acement) و پسرفت (regression) كه به وسیله آنها اضطراب تظاهر نسبی و تغییر شكل یافته پیدا كرده و بسته به نوع مكانیسم مسلط ، به صورت علائم هیستری ، اختلال فوبیك و وسواس ظاهر می گردد .

اگر واپس زدن به قدر كافی موثر واقع نشده و مكانیسم های فرعی نیز بكار گرفته نشود ، اضطراب به صورت تنها علامت ظاهر می شود و اگر سطح نگرانی از حد هشدار بالاتر رود ممكن است به صورت حملات هراس درآید

در مقابل بیمار مبتلا به اضطراب ، درمانگر باید دو سئوال را برای خود مطرح سازد ، كه هر دوی آنها مربوط به عمل اضطراب در جریانات روانی منجر به حصول علائم است :

1-           غریزه درونی كه بیمار از آن می ترسد چیست ؟

2-           نتایجی كه بیمار از بروز آنها می ترسد كدامند؟

اضطراب ، بسته به ماهیت نتایجی كه بیمار از آنها می ترسد به انواعی تقسیم می شود .

ریشه فرمهای مختلف اضطراب و همچنین شكل ظاهری آن در نقاط مختلف بستگی به چگونگی رشد و پرورش دوران كودكی شخص دارد .مثلاً اضطراب های آنی به دوران شیر خوارگی فرد و اضطراب جدایی به مرحله بالاتر و ترس از عدم تطابق خواستهای والدین  برمی گردد .