پیشگفتار:

         اضطراب یكی از شایع ترین اختلالات رفتاری در جهان امروز می باشد كه مشخصه آن نگرانی، تشویش ، دلهره و در بعضی موارد كاهش فعالیت می باشد .

اضطراب در عین اینكه امری شایع و همگانی است و در عین اینكه همه گروههای سنی ، زن و مرد در آن كم و بیش گرفتارند  درجه اضطراب و شدت آن در همه افراد یكسان نیست . در نوجوانان بیشتر از كودكان و در بالغان بیشتر از نوجوانان و در بزرگسالان به مراتب بیش از دیگر سنین است و بالاخره در دختران بیشتر از پسران می باشد .

شیوع اضطراب به خصوص اضطراب امتحان در دوره كودكی با توجه به حساسیتی كه در این دوره برای او دارد و به عبارتی موفقیت او در تحصیل در این دوره زمینه ساز موفقیت های بعدی اوست نیاز به تحقیق در این مورد ضروری به نظر می رسد .

به همین لحاظ مطالب این تحقیق به اختصار به شناساندن حالت اضطراب امتحان و رابطه آن موفقیت تحصیلی كودكان متمركز گردیده و امید می رود كه این مختصر برای مربیان و متعلمین مثمر ثمر واقع گردد .

 

  مقدمه

در چگونگی موفقیت تحصیلی كودكان عوامل بسیار زیادی دخالت دارند . یك دسته از این عوامل را تحت عنوان عوامل عاطفی روانی می توان نام برد .

بیماریهای عاطفی از جمله اضطراب در نزد همه افراد و ترس یا اضطراب از امتحان در نزد دانش آموزان از موضوعاتی است كه به دلیل وجود آن در جوامع شدیداً مورد توجه و مداقه قرار گرفته است و به ندرت می توان باور كرد كه كسی هیچ وقت دچار اضطراب نشود زیرا زندگی در هر مرحله و دوره و مكان سرشار از انواع فراز و نشیب و مملو از تجربیات تلخ و شیرین و انتظارات مطلوب و دل واپسی های متعدد است كه هر كدام به دلیلی یا به طریقی می تواند اضطراب آور باشد .

اضطراب یكی از حالتهای هیجانی یا عاطفی است كه با عناوین دلهره ، تشویش ، نگرانی و مانند آنها نیز از آن نام می برند .

روانشناسان اضطراب و سایر حالات عاطفی را به دو نوع خفیف و شدید یا طبیعی و بیمار گونه تقسیم می كنند . همچنین متخصصان معتقدند كه حالت خفیف هر یك از هیجانها ی انسان نه فقط الزاماً مخرب نیست بلكه وظیفه اصلی پرورشكاران آموختن واكنشهای هیجانی به یاد گیرندگان است .

بنابر این آنچه مسئله ساز برای دانش آموزان است نوع شدید و دیر پای اضطراب امتحان است و گرنه حالت خفیف آن تقریباً برای حیات و بهزیستی انسان ضرورت دارد . با این حال چنانچه اضطراب شدید باشد و تا مدتها ادامه پیدا كند به طور معمول حالت خاص عصبی ایجاد می كند و در فعالیت طبیعی و روز مره زندگی اخلال می كند زیرا افراد مضطرب خطاهای بیشتری مرتكب      می شوند .

اضطراب هم جسم و هم ذهن انسان را تحت تاثیر قرار می دهد . در واقع اعم از اینكه اضطراب به كودك یا بزرگسال ، مرد یا زن ، انسان شاغل یا بیكار مربوط باشد ، آثار و علائم آن تقریباً در نزد همه یكسان است . با این تفاوت كه هر كس با توجه به ویژگی های شخصیتی خود درابراز این علائم با دیگری تفاوت دارد . به عبارت دیگر یك كودك كم تجربه خیلی ساده تر از یك بزرگسال با تجربه اضطراب خود را آشكار می كند . به این دلیل معلم خیلی زود تر متوجه اضطراب شاگردش تا همكارش می شود .

در تعبیر و تفسیر حالات عاطفی از جمله اضطراب عوامل متعددی دخالت دارند از جمله می توان : میزان تحمل افراد در مقابله با مشكلات ، سن ، جنس ، فرهنگ عمومی جامعه ، روابط خانوادگی ، وسائل ارتباط جمعی ، همسالان و هم بازیها ، كیفیت و زمان و بروز عواطف و تاثیر در قضاوت شخص در باره خودش یا دیگران و . . . نام برد .

 اهداف تحقیق

در نظر است در این مقوله سئوالات و موارد  به صورت عالمانه و كاربردی بررسی و با دقت ویژه ای به مسائل ذیل پرداخته شود .

1-                     آشنایی با معنی و مفهوم اضطراب .

2- آیا اضطراب امتحان به عنوان یك اختلال عاطفی  روانی بر موفقیت و پیشرفت تحصیلی دانش آموزان تاثیر دارد یا خیر ؟

3- علل و عوامل بوجود آورنده اضطراب در امتحانات بیان خواهد شد .

4- شناخت راههای مبارزه با اضطراب .

         بیماریهای عاطفی از جمله اضطراب امتحان از جمله موضوعاتی است كه به دلیل وجود در جهان امروز به شدت توسط صاحب نظران مورد توجه و دقت نظر قرار گرفته است .

اضطراب در كودكان اثرات ناصوابی در جنبه های مختلف اجتماعی ، اخلاقی ، تحصیلی  بر جای می گذرد . روشن است كه برخورد دقیق ، منطقی و حساب شده با چنین دانش آموزانی مهارتهای یك معلم دلسوز و آگاه است تا با رفتاری صحیح ودرست نه تنها مشكلی بر مشكلات رفتاری آنها نیفزاید ، بلكه آنها را در مسیر تعلیم و تربیت یاری و مساعدت نماید .

این تحقیق توجه مربیان را به اختلال رفتاری اضطراب امتحان جلب  می نماید كه آن رابطه ای مسقیم با پیشرفت تحصیلی دانش آموزان دارد . باید معلمان و مربیان معزز با دقت فروان دانش آموزانی را كه این عامل مشكل ساز را دارند تشخیص دهند . زیرا آنها نسبت  به دیگران  كمك بیشتری نیاز دارند .

امروزه بررسی روانشناسان مسائل روانی ثابت كرده اند كه همه افراد جامعه بخصوص كودكان به دلایل مختلفی دچار اضطراب می شوند . اینگونه افراد علائمی مانند عصبانیت و پرخاشگری ، احساس حقارت خود بیانی بی ارتباط با تكلیف در موقعیت های امتحانی ، كاهش عملكرد تحصیلی در مدرسه را از خود نشان می دهند .

اضطراب كودك معمولاً به شكلهای مختلفی ظاهر می شود . خوابیدن بدون احساس خستگی ، گوشه گیری و پناه بردن به خیالبافی ، دست زدن به اعمال كودكانه پایین تر از سن خود ، تشویق و نگرانی در تصمیم گیریها و مواردی از این قبیل . . .  .

اگردر هنگام امتحان توجه به اضطراب و فشار روانی نشود اضطراب خود به خود منجر به افزایش حالت نامطلوب در فرد می گردد بهتر است هر فرد بر حافظه خود متكی باشد و با احساس و آرامش و اطمینان خاطر به افزایش عملكرد مطلوب خود دست بزند . معلمین نیز بهتر است كه در نحوه تهیه سئوالات امتحانی خود و با آماده سازی دانش آموزان متغیرهایی را كه بر روی بهبود عملكرد افراد اثر مثبت می گذارد شناسایی كرده و سپس با دیدی كارشناسانه موجب بالا بردن سطح علمی دانش آموزان شوند .

ذكر نظریه ها و روشهای درمانی در مورد اضطراب امتحان و كلاً امتحان این نگرش را می دهد كه می توان اضطراب را در تمام سنین كنترل كرد و تا حدی مناسب آن را كاهش داد .

تجربه نشان داده است كه عوارض اضطراب و فشار روحی حاصله از امتحان در عده زیادی از امتحان دهندگان تظاهر می كند بدین معنی كه بروز آن یك پدیده اتفاقی و نادر نیست كه فقط گروه معدودی از آنها را مبتلا سازد ، بلكه همه افرادی كه با امتحان سر و كار دارند كم یا زیاد طعم و مزه نگرانی فشار روانی و وحشت ناشی از امتحان را چشیده اند .

باید دانست كه آشنایی با روشها و رموز گذرانیدن بیشتر از فراگیری مطالب درسی در كسب موفقیت امتحان دهندگان تاثیر دارد .به عبارت دیگر در دنیای امروز آماده شدن امتحان دهنده تنها با فراگیری مطالب درسی و زیركی وی برای كسب موفقیت حاصل نمی شود بلكه آمادگی شخص از نظر روانی نیز دارای ارزش زیاد و غیر قابل انكاری است كه نباید از نظر دور داشت .

شخص با آمادگی علمی و روانی تسلط و اعتماد به نفس بیشتری بدست آورده و بر خود به خوبی تسلط پیدا می كند ، فرشته موفقیت را در آغوش می كشد و احساس نشاط و رضایت می كند . از طرفی باید گفته شود كه اختلاف فاحشی بین نوع فشار روانی خوب و امیدوار كننده و نوع بد و بازدارنده كه با پیدایش اضطراب ، ترس و نگرانی شروع می شود وجود دارد .

استرس یا فشار روانی در حقیقت ایستگاه وسط راه اضطراب است . اضطراب و استرس مترادف یكدیگر یا هم معنی نمی باشد . فشار روانی یا استرس كلمه جانشین شونده ای برای بیان جامع معنی اضطراب كه اكثراً به آن عطف داده می شود نیست . اضطراب حالت ناراحت كننده ای است كه گویی شخص منتظر وقوع حادثه نامشخص و توام با ترس است .

اضطراب مربوط به امتحان توسط برخی از محققین ترس از امتحان خوانده می شود . اضطراب ممكن است بطور مستقل و آزاد مد نظر باشد یا توام با فكر و خیال ، تصور ، عقیده و حالت خاص ظاهر شده و گاهی به صورت مزمن و شدید تظاهر نماید . پیدایش این گونه تفكرات ، تصورات ، عقیده ها و حالات غالباً به شدت آزار دهنده بوده و كاملاً غیر واقعی هستند با وجود این می تواند در شخص ایجاد عدم آسودگی فكر و خیال ، ترس و وحشت و درماندگی نموده و احساس محكومیت بوجود آورد .

شخص امتحان دهنده قسمت فعال نیروی محركه اضطراب یا نگرانی و استرس و یا فشار روانی امتحان محسوب می شود و در تعیین این كه چه اقدامات موثری را باید در كاهش این عوامل به عمل آورد سهیم و شریك می باشد و برای نیل به این هدف باید عملاً آستین های خود را بالا بزند و سعی و كوشش لازم را بكار ببرد .

به طور كلی اثر اضطراب و نگرانی در بدن شامل بروز واكنش ستیز و گریز و نشانی های جسمی واضح و عوارض همراه آن است . بنابراین شخص خواه مبتلا به استرس و خواه دچار اضطراب باشد پاسخ عصبی جسمی یكسان است .

استرس یك قسمت طبیعی از زندگی شخص محسوب می شود و در واقع همه مردم راجع به آن گفتگو می كنند و خود نیز گرفتارند .

« استرس طبق نظریه هانس سلی برحسب آنكه شخص چگونه با آن روبرو شود چاشنی زندگی یا بوسه مرگ است »  گاهی استرس موجب میشود كه شخص موفق به ارائه یا تدوین یك مقاله با ارزشی شود و یا از عهده امتحان به خوبی برآید و این در صورتی میسر است كه شخص با افكار مثبت به طور شایسته از محرك استرس استفاده كند .

اگر امتحان دهنده در حین امتحان صرف نظر از اینكه از چه نوعی باشد تصور كند كه قادر است به خوبی از عهده امتحان برآید هرگز دچار اضطراب     نمی شود مگر اینكه شخص بیم داشته باشد كه گذرانیدن امتحان شایستگی وجودی لیاقت شخصی وی را به مخاطره می اندازد .

   

  اضطراب درد بزرگ انسان

       اضطراب و نگرانی كه امروزه به صورت یك بیماری عالم گیر در قرن ما وجود دارد جالب ترین موضوعی است كه در چند سال اخیر توجه علمای روان پزشكی را به خود جلب كرده است و متاسفانه در نتیجه تربیت نادرست درخانواده ها ریشه های عمیق یافته است .

    آیا اضطراب و نگرانی در بشر یك پدیده طبیعی است ؟

علم روانشناسی و زیست شناسی نشان داده است كه بشر در قدیم فكر می كرد اضطراب و نگرانی قسمتی از طبیعت سركش اوست كه نمی تواند آن را تغییر دهد ولی به مرور زمان و بر اثر تفكیك علم روانشناسی از دیگر علوم این حقیقت برای ما روشن شده است كه اضطراب و نگرانی از ضعف روانی انسان ناشی می شود .

البته انسان ممكن است اضطراب و نگرانی خود را ناشی از علل متعددی بداند ولی بالاخره اضطراب آن احساسی است كه به صورت بیماری روانی درمی آید و غالباً به اندازه عمیقی در درون انسان ریشه می كند او را همیشه منقلب و پریشان می سازد .

«اضطراب خواه به تنهایی به صورت علامتی بارز و خواه همراه با سایر اختلالات ، حالتی است كه هسته مركزی خیلی از بیماریهای روانی می باشد و هر پزشكی باید با طبیعت و علل آن آشنایی داشته باشد .

. . . طبق راهنمای تشخیصی و آماری بیماریهای روانی در اختلال هراس خصوصیت اساسی حملات تكرار شونده اضطراب

 ( هراس ) و بیقراری است .

خلاصه علامت اضطراب به صورت حاد یا مزمن تقریباً یكی از اجزاء تمام بیماریهای روانی است و در سندرم هراس كه در آن اضطراب هسته مركزی عارضه را تشكیل می دهد ، تردیدی نیست كه انتشار وسیعی دارد .

با وجود این داده رقمی صریح در مورد شیوع آن كار آسانی نیست و حدود 20% مردم ممكن است از اضطراب حاد یا مزمن ناراحت باشند و زنها دو بار بیشتر از مردها از این اختلال در عذابند .»

سیر تحولی رفتارهای نابهنجار

آدمی همواره در مورد سلامت جسم ، روابط اجتماعی و جایگاه خود در این عالم نگران بوده است ودر این زمینه ها سئوالات بسیاری مطرح كرده است و پیرامون آنها نظریاتی ابراز داشته است . بعضی از این نظریات تقریباً جهان شمول به نظر می رسند و در بسیاری از مناطق دنیا و اكثر دوره های تاریخ دیده می شود .

شاید بزرگترین فایده مطالعه تاریخ روان شناسی از همین امر است كه در مورد نابهنجاری بارها نظریات معینی تكرار شده است .

بشر احتمالاً تنها موجودی است كه رفتارهای خود را جزء به جزء ارزیابی می كند . در مورد سبب شناسی و آسیبهای روانی حدس و گمان هایی ارائه شده و كوششهای جدی به عمل آمده است تا افراد مبتلا به اختلال رفتار را طبقه بندی و درمان كنند .

تا اواخر قرن نوزده این كوشش ها اساساً متوجه بزرگسالان می شد ولی بعد از آن پیشرفتهای دیگری حاصل شد كه وضعیت را به صورت آشكاری دگرگون كرد.

 « طبق نظریه كهن كه امروزه هم به چشم می خورد ، رفتار غیر عادی نتیجه عملكرد نیروهای ماوراء كه این نظریه الطبیعی  و جادویی مثل ارواح شرور و شیطان است . در جوامعی كه این نظریه  را باور دارند معمولاً درمان همان جن گیری [1] به معنی بیرون كشیدن شیطان درون شخص از طریق نیایش و خنثی سازی جادو می باشد .

اگر چه این نظریه بیستر در فرهنگ های ابتدایی رایج است با این همه در جوامع صنعتی هم وجود دارد و پایه های بسیاری از رویكردها ی جدیدتر،  به حیات خود ادامه می دهد .

در تاریخ رفتار غیر عادی این عقیده نیز رواج داشته كه رفتارهای عجیب و غریب بعضی مردم ناشی از اختلال بدن آنهاست . مثلاً نقصی كه نه همه بدن شخص ، بلكه عضو معین را گرفتار كند . منشائی كه برای چنین نقصی قائل می شوند بسته به ماهیت رفتار غیر عادی ، عقاید فرهنگی جامعه و دانش علمی فرق می كند . یافتن جمجمه هایی متعلق به دوران باستان با سوراخهایی بعضی از محققان را به این حدس كشانده كه گاهی رفتار غیر عادی با سوراخ كردن جمجمه درمان می شده است . شاید سوراخ كردن جمجمه به منظور ایجاد گریزی برای ارواح شیطانی بوده است . سومین رویكرد كلی را ممكن است دیدگاه روان شناختی نامید . از این نقطه نظر آشفتگی های رفتاری معلول نارسائی های نحوه تفكر ، احساس یا ادراك فرد از دنیاست . بر اساس دیدگاه شناختی افراد دست كم بطور بالقوه مستعد آزمون تفكر خویش هستند و رفتار خود را در پرتو چنین آزمایشهایی شكل می دهند . سه دیدگاه جادویی ، عضوی و روانشناختی را یونانیان بنیاد نهادند .»

یكی از زمینه های جدید روان شناسی به خصوص از جنگ جهانی دوم تا كنون قلمرو اختلالات اضطرابی است . بررسی های اخیر نشان داده است ، اگرچه اضطراب در مرحله اول بخصوص در قالب اضطراب بزرگسالی پدیده ای رایج شناخته شده و فراگیر به نظر میرسد ، اما بررسی های گام به گام آن از حد كودك شیرخوار و در طول مراحل كودكی و نوجوانی نشان دهنده اهمیت و وسعت این اختلال و تنوع شكل گیری و گوناگونی  نشانه های آن است تا جایی كه برای پاره ای از مولفان رفتارهای مرضی را می توان به منزله انواع راه حلهایی دانست كه كودك در مقابل اضطراب اتخاذ می كند .

اضطراب ناراحتی در عین حال روانی و بدنی كه بر اثر ترس مبهم و احساس نا ایمنی و تیره روزی قریب الوقوع در آدمی به وجود می آید .

   شكل گیری اضطراب در جریان تحول

الف – اضطراب پیش كلامی : نوزاد انسان با یكی از فروانترین رنج های روانی یعنی اضطراب از آغاز زندگی دمساز است . اضطراب بخشی از زندگی كودك شیر خوار است و در موقعیت های خاص به دنبال پاره ای از حوادث یا در رابطه با تعارض های بهنجار تحول مشاهده می گردد اما اضطراب می تواند ترجمان یك تحول مرضی نیز باشد .

از لحاظ اضطراب بین كودكان تفاوت قابل ملاحظه ای وجود ندارد چه انواع اضطراب در واقع محصول پایدار مراحل متوالی وحدت زیستی با مادر ( اضطراب جدائی ) رابطه موضوعی ( ترس از دست دادن ) و احساس گنهكاری هستند و همانطور كه آنا فروید می گوید آنچه معنا دار است وجود یا فقدان اضطراب ، كیفیت یا حتی كمیت آن نیست بلكه ظرفیت من در مهار كردن اضطراب است .

ب - اضطراب در كودك پس از اكتساب زبان : كودك مضطرب همواره با احساس ترس مبهمی زندگی می كند و بیم آن دارد كه هر لحظه حادثه ای وحشتناك اتفاق بیفتد . در این زمینه اضطرابی كه با تحریك پذیری و نگرانی نسبت به سلامت همراه است گاهی با مرحله اضطراب حاد مواجه می شویم كه از تاثیر عوامل برونی ( بیماری ورود به مدرسه ، تغییر منزل ، امتحان ) یا درونی ناشی می شود .

ج – بحران اضطراب در نوجوانی : در این دوره می توان به سه نوع رویداد اضطرابی اشاره كرد :

 1- تحریك بدنی پراكنده كه بر اساس تظاهرات بدنی متعدد نمایان می گردد .

2- اضطراب روان فراگیر كه به وسیله ترس مفرط روانی مشخص می گردد .

3- اضطراب به منزله علامت محرك و نشانه كه در آن من در مقابل یك خطر بالقوه اضطراب را بر می انگیزد[2]

     

   دیدگاههای نظری در باره مبنای روانشناختی اضطراب

  زیگموند فروید :

فروید در دو نوبت به تدوین نظریه اضطراب پرداخته است . بار اول اضطراب را نتیجه مستقیم سركوبگری دانسته است و ایشان در سال 1926 نظریه اضطراب خود را بازنگری می كند و این بار سركوبگری را مبنای اضطراب  نمی داند بلكه آن را به منزله نتیجه اضطراب تلقی می كند .

      رنه اسپیتز:

وی بر كنش هشدار دهنده اضطراب و بر وابستگی آن با یادگیری و پیش بینی تاكید می كند و به وضوح مشاهده می شود كه در نظام وی اضطراب به منزله علامت محركی است كه هدف آن پیشگیری از خطر آسیب شناسی ناشی از خود دوستداری است .

 هری استاك سالیوان :

سالیوان هر اضطراب را تابع رابطه كودك با مادر یا با اشخاصی كه برای وی معنادار هستند ، می داند و در این میان نقش اساسی برای یادگیری قائل است ، چه معتقد است كه اضطراب نتیجه انحصاری باز خورد مادر است ، هنگامی كه مادر تایید می كند كودك خرسند است و در غیر این صورت مضطرب می گردد .

   اختلالات اضطرابی در شكل بالینی  

اختلالات اضطرابی علائم جسمی و روانی دارد . علائم روانی عبارتند از احساس آشنای انتظار همراه با ترس كه وجه تسمیه نوروز است تحریك پذیری ، اشكال در تمركز ، حساسیت نسبت به سر و صدا و احساس بیقراری و ...  . این بیماران اغلب تحت تاثیر ناتوانی تمركز از ضعف حافظه خود شكایت می كنند . اگر اختلال حافظه واقعی وجود داشته باشد در جستجوی یك سندرم عضوی برآمد ، افكار نگران كننده تكراری جزء مهمی از اختلال اضطراب را بوجود  می آورد این افكار معمولاً به دنبال آگاهی شخص از فعالیت مفرط اوتونومیك خود ظاهر می شود  مثلاً بیماری كه احساس می كند قلبش تندتر از معمول می زند ، ممكن است از داشتن امتحان اضطراب داشته باشد و ممكن است از بروز حمله قلبی نگران شود این نوع افكار احتمالاً به دوام بیماری كمك می كند . ظاهر یك بیمار به اختلال اضطراب مشخص است . قیافه او درهم كشیده و ابروانش حالت اخم دارد ، اندام او از وجود تنش حكایت می كند ، اغلب بیقرار و لرزان است ، پوست رنگ پریده است ، آمادگی برای گریستن كه ممكن است در ابتدا افسردگی را مطرح سازد ، نشان دهنده یك حالت نگرانی كلی است .

علائم و نشانه های جسمی اضطراب یا از فعالیت مفرط سلسله اعصاب سمپاتیك یا از افزایش تنش در عضلات بدن ناشی می شود . علائم مربوط به دستگاه گوارش مشتمل است برخشكی دهان ، اشكال در بلع ، نفخ زیاد به علت بلع هوا و دفع مكرر یا شل .

در اختلال اضطراب اختلال خواب به گونه ای خاص است . بیمار در رختخواب دراز كشیده و بیدار می ماند وقتی هم به خواب می رود متناوباً بیدار می شود . بیماران مبتلا به اختلال اضطراب به ندرت از سایر علائم نوروتیك در امان هستند آنان معمولاً مشتمل بر افسردگی خفیف و نیز علائم وسواس و مسخ شخصیت رنج می برند.



[1] - Exorcism

[2] -  روانشناسی مرضی تحولی از كودكی تا نوجوانی -   پریرخ دادستان